Warning: file_put_contents(): Only 0 of 166 bytes written, possibly out of free disk space in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/controllers/ArticleController.php on line 41

Warning: file_put_contents(): Only 8192 of 8217 bytes written, possibly out of free disk space in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/core/DB.php on line 249
آیا می پذیرید که حسود هستید...!+ روش تست

Notice: Trying to get property of non-object in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/core/DB.php on line 226

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/core/DB.php on line 203
آیا می پذیرید که حسود هستید...!+ روش تست
راههای رفع حسادت ، رفع حسادت زنانه ، علت حسودی زنان ، راه رفع حسادت ، دلایل حسودی را در آکاایران بخوانید

Related image

همه ما در دورانی از زندگی خود حسادت را تجربه كرده ایم حتی دلیل حسادتمان را هم می دانسته ایم و احساسی را كه بعد از آن به ما دست داده است، خوب به یاد داریم. طبق نظر روان شناسان، حسادت واكنش پیچیده ای است و زوجین وقتی آن را بروز می دهند كه حس كنند رابطه با ارزش آن ها مورد تهدید قرار گرفته یا كیفیت این رابطه به خطر افتد.
برعكس غبطه خوردن كه فرد فقط در حسرت دیگران به سر می برد، حسادت همیشه با ترس از دست دادن شریك زندگی همراه است و فرد به دلیل وحشت زیاد، واكنش علنی از خود نشان می دهد. به حسادت یك واكنش پیچیده می گویند و علت این است كه حسادت شامل دامنه گسترده ای از احساسات، افكار و رفتارهاست.
احساساتی مثل درد، عصبانیت، خشم و غضب، اندوه، حسرت، ترس و احساس حقارت، افكاری مثل رنجش خاطر، سرزنش، مقایسه با رقیب، نگرانی درباره ظاهر خود و ترحم نسبت به خود و نیز رفتارهایی مثل غش كردن، لرزش و تعریق، ابراز سوالات مغایر هم و به دنبال اطمینان خاطر بودن، واكنش های تهاجمی و حتی خشونت را می توان به حسادت نسبت داد.
● حسادت، آفت زندگی
حسادت در زندگی مشترك حكم شمشیری دو لبه را دارد. در رابطه ای كه احساس حسادت خفیف است و هر از گاه بروز می كند. به زن و شوهر یادآوری می شود كه هیچ وقت دیگران را به خودشان ترجیح ندهند و همیشه محور اهمیت همدیگر باشند. حسادت معقول و ملایم، زوجین را تشویق به تحسین یكدیگر می كند كوششی هوشیارانه داشته باشند كه همسرشان همیشه احساس باارزش بودن داشته باشد.
این جور حسادت ها احساسات آن ها را نسبت به هم تقویت و عشق آن ها را محكم تر می كند. در اصل با این حس حسادت خفیف، زن یا شوهر سعی می كنند معیارهای دلخواه همسرشان و در پی آن، دل او را به دست بیاورند؛ اما اگر حسادت شدید یا غیرمنطقی باشد، داستان كاملاً متفاوت است. گاهی احساس حسادت از حد خود بیشتر می شود، چون طرف مقابل حد و حدودش را رعایت نكرده است.
● اعتراف سخت است
اگر شما در شمار زن و شوهرهای حسود هستید، باید صادقانه آن را بپذیرید تا بتوانید مشكل را برطرف كنید. غلبه بر حسادت نیاز به صبر دارد. اگر حس می كنید ریشه حسادت شما به دوران بچگی برمی گردد، بهتر است حتماً مشاوره داشته باشید. یك سری نكات كاربردی برای آدم های حسود وجود دارد كه بهتر است شما به آن ها توجه كنید، چون حسادت دائمی و شدید آفتی است كه ممكن است زندگی مشترك را نیز از بین ببرد.
● اگر همسرتان حسود است
داشتن همسر حسود واقعاً آزاردهنده و خسته كننده است. برای تحمل این وضع باید نكاتی را درنظر بگیرید: به مشكل مورد نظر طور دیگری نگاه كنید. یادتان باشد در زندگی مشترك، حسادت نشانه ای از عشق است. اگر همسرتان برای زندگی مشترك شما ارزش قائل نبود، چنین مشكلی پیش نمی آمد و حسادتی در او دیده نمی شد. به جای این كه حالت تدافعی به خودتان بگیرید، سعی كنید او را درك كرده و حمایت كنید.
● مواظب رفتارتان باشید
اگر می دانید رفتارهای خاصی از طرف شما باعث بروز حسادت در همسرتان می شود، دست كم تا زمانی كه مشكل برطرف شود، این رفتارها را تغییر دهید. بعد سر فرصت با هم صحبت كنید تا در این باره به توافق برسید. اگر رفتاری قابل تغییر نیست هرگز به همسرتان قول تغییر آن را ندهید.
● در همسرتان اعتماد ایجاد كنید
از هر فرصتی استفاده كنید تا به همسرتان بگویید چقدر به او علاقه مند هستید و فقط به او تعلق دارید. درباره آینده با او صحبت كنید و همیشه از روزهای درخشانی كه در آینده وجود دارد، صحبت كنید.

اما آیا حسود هستید؟
از حسادت، همیشه به عنوان یکی از رذایل، و ناراحتی های بزرگ نام برده شده، اما این احساس، فقط جنبه های منفی ندارد. تحریکی که ما با دیدن خوشخبتی دیگران با شرایط بهتر آنها در وجود خود احساس می کنیم، و به آن " تمایل" هم گفته می شود، حالت متعادلی است که فعالیت و رقابت با دیگران را برای این که به همان خوبی باشیم به وجود می آورد. بر خلاف حسادت شدید که نوعی اغراق بیمارگونه است، وضعیت طبیعی آن که در هریک از ما وجود دارد، ضروری بوده و فقدان آن است بیمارگونه محسوب می شود. به هر حال، این صفت، شامل نوعی واکنش شخصی، نسبت به شرایط خاص است.

حسادت، همچنین به عنوان واکنش دفاعی شخصیتی، می تواند عامل پیشرفت، نیز باشد. این احساس، به سرعت و به شکل طبیعی در کودکان رشد می کند. اولین جهت گیری حسادت کودک، به سوی جنس مخالف خود است که علاقه و محبت مادر (در پسرها) و یا پدر (در دخترها) را به سمت خویش جذب می کند. این حسادت اولیه، برای رشد کودک ضروری است. برای حفظ علاقه محبت مادر(یا پدر)، پسر (یا دختر) سعی میکند خود را با الگو گرفتن از پدر یا مادر، هویت بخشد. این الگو، او را بیشتر در مسیر رشد هدایت کرده و به وی امکان می دهد که به دنیای بزرگترها وارد شود. در سنین بزرگسالی، نوعی غبطه خوردن به دیگران، بر این احساس حسادت افزوده شده و می تواند نوعی عامل پیشرفت شخصی باشد. قطعا جنبه مثبت چنین احساسی، درست در همان جایی خاتمه پیدا می کند، که اختلال در روابط دیگران آغاز می شود.

هر سوال، دارای سه پاسخ احتمالی است. یکی از پاسخ ها را که با نظریات شما بیشتر هماهنگ است، علامت بزنید. پاسخ خود را سریع و بر حسب اولین انتخاب علامت بزنید.

1-اگر بهترین دوست تان به شما بگوید شغل بسیار جالبی پیدا کرده است، چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: خیلی خوشحال می شوم، چون او استحقاق آن را دارد.
ب: فکر می کنم، چرا این برای من اتفاق نیفتاده و من هیچ گاه چنین شانسی نداشته ام.
ج: اگر شغلی که به دست آورده مهم تر از شغل من باشد، می ترسم نسبت به او احساس  حقارت کنم. دوست دارم برای احساس رضایت خودم، من هم چنین کاری داشته باشم.

2-اگر در جمعی، یک نفر مرکز تمام گفت و گوها باشد، برخورد شما چگونه خواهد بود؟
الف: من هم سعی می کنم قطب جذب کننده ای شوم و به همین خاطر، داستان ها و نکات جالب و سرگرم کننده تعریف خواهم کرد.
ب: وقتی کسی مرکز بحث و گفت و گوها می شود، بی شک مساله جالبی را مطرح کرده است. چرا باید این برایم ناخوشایند باشد؟ من هم با دقت به حرف های او گوش می دهم.
ج: هیچ چیز، از این برایم سخت تر نیست. در چنین مواردی، فقط در گوشه ای می نشینم.

3-در تعطیلات، آیا می پذیرید دوستی که همراهتان است، با اشخاص دیگری که به تعطیلات آمده اند مشغول تفریح شود؟
الف: نه. این را دوست ندارم، ولی خوب، هر کسی آزاد است و من دخالتی نمی کنم.
ب: تعطیلات برای این ساخته شده که کمی از زندگی روزمره فاصله بگیریم و طبیعی است که هر کس دوستان تازه ای پیدا کند.
ج: نه. من اصلا خوشم نمی آید.

4-اگر همراه با فرزند خود در یک جمع فامیلی باشید، و همه با فرزند دیگری بازی کنند، چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: من از این ارجحیتی که آنها برای فرزند دیگری قایل شده اند، ناراحت می شوم.
ب: من به نظرات دیگران احترام می گذارم.
ج: فرزند من هم مثل دیگری، همان اندازه ارزش دارد و این کار آنها. حماقتشان را نشان می دهد.

5-آیا در دوران کودکی، مادرتان یکی از فرزندان خود را به دیگری ترجیح می داد (یا این که شما اگر تنها فرزند خانواده هستید، به فرض پدرتان را به شما ترجیح میداد؟)
الف: هنگامی که مادرم نسبت به من ناعادلانه رفتار می کرد و دیگری را به من ترجیح می داد، سعی می کردم او را اذیت کنم.
ب: من در دوران کودکی، از این که می دیدم مادرم دیگری را به من ترجیح می دهد ناراحت بودم و این اغلب باعث گریستن من می شد.
ج: مشکل مهمی را در این مورد به خاطر ندارم.

6-آیا این احساس در شما وجود دارد که در میان دوستانتان، به اندازه ای که می خواهید، مورد توجه قرار نمیگیرید؟
الف:من هر اندازه که برای جلب توجه سعی کنم، به همین اندازه توجهشان به من جلب می شود.
ب: من همیشه از این می ترسم که همراهی ام با دیگران، برای آنها جالب نباشد.
ج: این که دیگران به من توجهی نداشته باشند یا نه، برایم چندانی اهمیتی ندارد، و این به خودشان مربوط است.

7-اگر همسایه تان، شما را برای دیدن اتومبیل تازه و لوکس خود دعوت کند، در حالی که شما یک اتومبیل خیلی قدیمی و کهنه دارید، شما چه می اندیشید؟
الف: بدون هیچ گونه مشکلی به او تبریک می گوییم. اگر من اتومبیل ارزان قیمتی دارم، به این دلیل است که این اتومبیل مناسب من است.
ب: من همراه با او به تماشای آن خواهم رفت، ولی این برایم بیشتر ناخوشایند خواهد بود.
ج: کمی احساس ناراحتی می کنم که چرا خودم چنین اتومبیلی ندارم.

8-اگر همکار اداری شما، در برابرتان نامه تشکر آمیزی از رییس اداره دریافت کند که به خاطر موقعیت در کار به او تبریک گفته است، چه فکر میکنید؟
الف: این تشویق، حتما مناسب حال او بوده و ربطی به من ندارد.
ب: کار من خوشایند دیگران نبوده و هر کاری هم میکنم، هیچ کس مرا تشویق نمی کند.
ج: همکارانم، ارزش بیشتری نسبت به من ندارند و بالاخره، روزی می رسد که کار من هم مورد تشویق قرار بگیرد.

9-از این که همسرتان بخشی از علاقه و محبت اوایل ازدواج را به فرزندانتان اختصاص می دهد، چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: چنین حالتی را دوست ندارم و همان علاقه و محبت اول ازدواج، باید در تمام طول زندگی حفظ شود.
ب: همه چیز گذراست و اگر کسی همسر خود را قبل از هر چیز دوست داشته باشد، فرزندان او را هم دوست خواهد داشت. ولی با این وجود، این قضیه، اوایل کمی مشکل ایجاد می کند.
ج: این کاملا طبیعی است که بخشی از عاطفه والدین، به فرزندان منتقل شود.

10-آیا گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که همسرتان می خواسته چیزی را از شما پنهان کند؟
الف: من گاهی اوقات این احساس را داشته ام، ولی اجازه بروز به آن نداده ام.
ب: چنین چیزی گهگاه اتفاق افتاده است. ولی تصور می کنم بیش از آن که آگاهانه باشد، ناشی از فراموشی است.
ج: گهگاهکه چنین احساسی کرده ام، مام تلاش خود را برای کشف واقعیت به کار برده ام. این قضیه باعث بروز مشاجره هایی بین من و همسرم شده است.

11-در دوران کودکی، اگر یکی از بزرگ ترهای خانواده یا فامیل که تعریف او را زیاد می شنیدید، موفقیتی کسب می کرد، چه واکنشی نشان می دادید؟
الف: من از این که در برابرم از او تعریف میکنند،خیلی ناراحت می شدم.
ب: فکر می کردم این طبیعی است که از او تعریف کنند و چون او از من بزرگ تر است، پس موفق تر هم باید باشد.
ج: من از این که به او توجه می شود، کمی ناراحت می شدم و تصمیم می گرفتم وقتی به سن او برسم، از او هم جلوتر بزنم.

12- آیا دوست دارید که پول بیشتری به دست آورید؟
الف: نه چندان، فکر می کنم آن چه به دست می آورم، برای ارضای نیازهایم کافی است.
ب: بله، فکر می کنم با توانایی هایی که دارم، می توانم بیشتر از این به دست آورم، و روی این قضیه حساب می کنم.
ج: بله، این واقعا غیر عادلانه است که دیگران بیشتر گیرشان بیاید، در حالی که استحقاق آن را ندارند.

13- آیا با کمال میل خود حاضرید مدت طولانی نزد پدر و مادر همسرتان باشید؟
الف: بله، من آنها را هر روز، با خوشحالی می بینم.
ب: سعی می کنم این ملاقات، تا حد امکان کوتاه باشد.
ج: بله. اگر چه این کار مرا آزار می دهد، ولی همیشه سعی می کنم به خاطر همسرم، با آنها رفتاری دوستانه داشته باشم.

14- آیا در دوران تحصیل برایتان اتفاق می افتاد که گاهی آرزو کنید شاگرد اول کلاس در هنگام امتحان بیمار شود؟
الف: بله، چون فکر می کردم می توانم جای او را بگیرم.
ب: نه، صرف این که او دانش آموز خوبی بود، مرا آزار نمی داد و من هم در حد توان خودم درس می خواندم.
ج: نه، چون حتی در آن صورت هم من نمی توانستم جای او را بگیرم.

15-آیا وقتی همسرتان به مسافرتی می رود، دوست دارید از برنامه ای که او برای خود تنظیم کرده مطلع باشید؟
الف-تصور نمی کنم همه برنامه هایش را به من بگوید. البته  من همیشه در این مورد سوالاتی می کنم.
ب: وقتی در سفر است، دیگر به من مربوط نمی شود که برنامه اش چیست؟
ج: البته دوست دارم برنامه اش را بدانم. ولی برای این که ناراحت نشود، سوالاتی نمی کنم.

16- اگر در تعطیلات، دوستانتان قصد رفتن به یک گردش دسته جمعی را داشته باشند، شما به واسطه انجام کار مهمی نتوانید با آنها بروید، چه میکنید؟
الف: من به خودم می گویم این که تنها تعطیلات عمر من نیست. من می توانم دفعه بعد با آنها بروم.
ب: از این که باید بمانم و دیگران به تفریح بروند، کمی احساس ناراحتی می کنم.
ج: سعی می کنم هر چه سریع تر، آن کار را خاتمه دهم و حداقل از قسمت آخر تعطیلات استفاده کنم.

17- در یک میهمانی رسمی، مشاهده می کنید لباستان نسبت به یکی از دوستان، ارزان تر، و به نسبت کهنه تر است. چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: ناراحت و بداخلاق می شوم و حتی ممکن است برخورد خوبی با دیگران نداشته باشم.
ب: احساس حقارت می کنم که چرا نتوانسته ام لباسی متناسب با لباس دیگران داشته باشم.
ج: فکر می کنم نمی توان صرفا از روی لباس روی انسان ها قضاوت کرد. من ناراحت نمی شوم.

18- فرض کنید، یکی از دوستان یا همکلاسی های سابق شما که خیلی زودتر از شما ترک تحصیل کرده است، در حال حاضر شغل خیلی بهتری نسبت به شما داشته باشد. در این مورد چه فکر میکنید؟
الف: اگر چه این برایم دردناک است، ولی ناچارم بپذیرم که تنها تحصیل کردن کافی نیست، و کیفیتهای شخصی او برتر بوده و باید نسبت به من برتر باشد.
ب: من فکر می کنم برایم نا خوشایند باشد و باید کاری کرد. سعی می کنم شغل بهتری پیدا کنم.
ج: من از چنین وضعی ناراحت نمی شوم.

19- فرض کنیم دوستانتان، فرزندان خود را برای مدت طولانی نزد پدر و مادر همسرشان می گذراند. اگر شما هم به جای آنها بودید، این کار را می کردید؟
الف: اگر والدین همسرم آمادگی این کار را داشته باشند، به راحتی این کار را انجام می دهم.
ب: نه، تا حد امکان بچه ها را برای مدت کمتری نزد آنها می گذاشتم چون دوست ندارم علاقه بچه ها نسبت به من کم شود.
ج: اگر ضرورت شغلی ایجاب می کرد، این کار را انجام می دادم، ولی به هر حال از این کار خوشحال نبودم.

20- فرض کنید در جمعی، دو نفر از دوستانتان مطلبی را با یکدیگر درمیان می گذارند که نمی خواهند شما از آن مطلع شوید. واکنش شما چیست؟
الف: من حتی به قیمت این که فضول شناخته شوم، سعی می کنم قضیه را بفهمم.
ب: از خودم می پرسم که چرا موضوع را برای من نمی گویند و کمی دلخور می شوم.
ج: سعی نمی کنم از موضوع سر در بیاورم.

21- اگر همسرتان، بنا به دلایل شغلی ناچار شود به سفری طولانی برود، واکنش شما چه خواهد بود؟
الف: معمولا جدایی برایم دشوار است و فقط در صورتی که اجباری در کار باشد رضایت می دهم.
ب: من از غیبت او برای انجام یک سری از کارهای خانه استفاده می کنم.
ج: در صورت امکان، اصرار می کنم که مرا نیز با خود ببرد.

22- فرض کنیم دوستانتان به شما قول داده اند تعطیلات آخر هفته را نزد شما باشند، ولی در آخرین ساعت ها، به شما اطلاع می دهند از این کار منصرف شده اند. شما چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: خودم را به کارهای دیگری مشغول میکنم.
ب: از این بی توجهی ناراحت می شوم چون آخر هفته ام به کلی به هم می خورد.
ج: تلفنی با آنها تماس می گیرم و اصرار می کنم برنامه شان را تغییر ندهند.

23- درغیبت همسرتان، اگر نامه ای برای او برسد، آن را باز می کنید؟
الف: بله، چون باید بدانم چه کسی برایش نامه نوشته است.
ب: اگر چه خیلی مایلم این کار را بکنم ولی جلوی خودم را می گیرم.
ج:نه، چون مکاتبات او ربطی به من ندارد.

24- یکی از همکاران تازه وارد شما، پست مهمی را که تصور می کردید به شما محول شود بر عهده می گیرد. واکنش شما چیست؟
الف:من استعفا می دهم.
ب: فکر می کنم او برای بر عهده گرفتن آن مسوولیت احتمالا دارای توانایی لازم هست. ناراحت می شوم، ولی چیزی نمی گویم.
ج: به ملاقات رییسم می روم و از او توضیح می خواهم.

25- آیا اتفاق افتاده که به همسرتان اعتراض کنید که او توجه بیشتر به کار، یا یک موضوع دیگر دارد؟
الف: گاهی اوقات این کار را کرده ام. وی با این وجود، نتوانسته ام توجه او را به خود جلب کنم.
ب:نه، چون فکر می کنم داشتن یک سرگرمی که توجه انسان را جلب کند، چیز جالبی است.
ج: گاهی اعتراض کرده ام، و گاهی هم به مشاجره پرداخته ایم.

26-اگر همسرتان وقت زیادی را با دوستان خود صرف کند، شما چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: من هم سعی می کنم با او همراه باشم و هر جا که او می رود، با او بروم.
ب: گاهی اوقات که به جمع دوستان خود می رود، ناراحت می شوم.
ج: این طبیعی است که هرکس دوستان خود را داشته باشد، و طبیعتا مایل است هر از گاه، آنها را ببیند.

27- آیا فکر می کنید حسادت نشانه علاقه و محبت است؟
الف: بله
ب:نه، حسادت احساسی منفی است که علاقه و محبت را می کشد.
ج: بله، چون فقدان حسادت، نشانه ای از بی تفاوتی نسبت به دیگری است.


 




در جدول زیر، پاسخ های خود را در هر ستون یافته و مشخص کنید.

 


 

شماره سوال

1

پاسخها

2

3

1

ج

ب

الف

2

الف

ب

ج

3

ج

الف

ب

4

ج

الف

ب

5

الف

ب

ج

6

الف

ب

ج

7

ب

ج

الف

8

ج

ب

الف

9

الف

ب

ج

10

ج

الف

ب

11

ج

الف

ب

12

ب

ج

الف

13

ب

ج

الف

14

الف

ج

ب

 

 

شماره سوال

1

پاسخها

2

3

15

الف

ج

ب

16

ج

ب

الف

17

الف

ب

ج

18

ب

الف

ج

19

ب

ج

الف

20

الف

ب

ج

21

الف

ج

ب

22

ج

ب

الف

23

الف

ب

ج

24

ج

الف

ب

25

ج

الف

ب

26

الف

ب

ج

27

ج

الف

ب

 



اگر در پاسخ های شما، ستون 1حاکم باشد، حسادت در شما فعال است، و حتی حالت تهاجمی دارد. شما از موفقیت های دیگران ناراحت  می شوید، و می ترسید آن چه را که دارید از دست بدهید. شما برای تحقق تمایلات خود، تقریبا هر کاری انجام می دهید. حسادت، باعث تحریک فعالیت می شود، و شما برای پیشرفت کردن نیاز به مقایسه خویش با دیگران دارید. شما دوست ندارید احساسات خود را پنهان کنید، و همیشه هم بر خشم خود حاکم نیستید.

اگر تعداد پاسخ هایتان در ستون 1، از 14 مورد بیشتر است، حسادت شما شدیدا تهاجمی است. مراقب باشید از محدوده هایی که اطرافیان شما (درخانواده، جمع همکاران، دوستان و ....) قادر به تحمل آن هستند فراتر نروید. حسادت بیش از حد، میتواند سبب بروز ناراحتی های زیادی برای شما و دیگران شود. سعی کنید با توقع زیاد، آن چه به دست می آورید، از آن چه از دست می دهید کمتر نباشد.
احساسات تهاجمی خود نسبت به دیگران را، خیلی به شکل مستقیم مطرح نکنید.

اگر ستون 2 در پاسخ هایتان حاکم است، حسادت شما جنبه انفعالی و آرام دارد. کوچک ترین ناامیدی در مسایل شغلی و عاطفی، به نظر شما مانند تهاجم خطرناکی بر علیه دنیای خصوصی تان است. شما احساس می کنید آسیب پذیر هستید، و از دست کسانی که موفقیت های خود را با صدای بلند اعلام می کنند، یا آنهایی که علاقه و محبت مورد انتظار شما را به شما نمی دهند، ناراحت هستید.
حتی گاهی اتفاق می افتد که از دست خودتان هم ناراحت می شوید، احساس حقارت می کنید، شخصیت خود را دست کم می گیرید و تصور می کنید لایق توجه، محبت و امتیازاتی که دیگران می توانند به دست آورند نیستید. شما در زمینه روابط خود با دیگران، بدبین هستید و به خاطر ترس از ناامیدی، جرات پیش رفتن ندارید، و حتی گاهی احساس می کنید اطرافیانتان به شما خیانت می کنند. شما همیشه نگران این هستیدکه نتوانید علاقه دیگران را به خود جذب کنید.

اگر تعداد پاسخ هایتان در ستون2، از 14 مورد بیشتر است. مراقب باشید. شما در سراشیبی نامناسبی قرار گرفته اید، که می تواند ترس های دایمی و سوءظن هایی را خلق کند که خیلی ازاوقات، پایه و اساس واقعی ندارد و همچنین، ناراحتی ها و رنج هایی را که منجر به خسته شدن دیگران نیز می شود. در این صورت، شما برخلاف آن چه انتظار دارید، توجه و علاقه دیگران را از دست داده اید.
اگر ستون 3 حاکم باشد، شما حسادت چندانی درخویش احساس نمی کنید. شما نسبت به موفقیت دیگران بی تفاوت هستید و معمولا به دیگران اعتماد دارید (این خصلت، گاهی می تواند شما را دچار مشکلاتی نیز بکند).

مراقب باشید. این فقدان ظاهری حسادت، ممکن است شما را نسبت به جامعه و افرادی که آنها را دوست دارید، آسیب پذیر سازد. اگر حسادت بیش از حد روابط انسان ها را مسموم میکند، فقدان کامل حسادت نیز، به گفته برخی از متخصصان، نشانه فقدان حالت های دفاعی در برابر تهاجم های بیرونی است. اگر مراقب این وضع نباشید، ممکن است از کنار خوشبختی و  موفقیت در روابط عاطفی، و از کنار موفقیت های شغلی بگذرید.

منبع : بخش
Notice: Trying to get property of non-object in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/views/article.php on line 201
آکاایران
برچسب :

Notice: Trying to get property of non-object in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/core/DB.php on line 226

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home/ravaaka/domains/ravanpezshk.akairan.com/public_html/core/DB.php on line 203