قتلهای خانوادگی / حذف همخانه در نیمه راه زندگی
قتلهای خانوادگی اصفهان ، قاتل خانوادگی در اراک ، قتلهای خانوادگی ، روانشناسی حسادت ، قاتل خانوادگی را در آکاایران بخوانید

قتلهای خانوادگی / حذف همخانه در نیمه راه زندگی

قتلهای خانوادگی / حذف همخانه در نیمه راه زندگی دشنه به دست در خلوت شب تاریک ، همخانه‌اش را که در خوابی خوش آرمیده است، می‌نگرد و تیزی آخته به کین و خشم خویش را به محک انگشتان دست می‌آزماید.

نتیجه تصویری برای قتلهای خانوادگی / حذف همخانه در نیمه راه زندگی

 خود را در آستانه انجام کاری می‌بیند که مدتی مدید در اندیشه آن بوده اما سنگینی تردید بر تصمیمش سایه افکنده است ، شاید برای عملی کردن قصد شومی که بارها در خیال ، اجرایش کرده است ، مرور صحنه‌هایی از خاطرات تلخ گذشته ضروری بنماید ، به اعماق ذهن آشفته‌اش رجوع می‌کند و با تداعی آنها دشنه را در دست می‌فشارد. صحنه‌های یک تراژدی غمبار از ذهنش می‌گذرند، برخی از این صحنه‌ها آنقدر کمرنگ جلوه می‌کنند که در صحت آنها مردد می‌ماند ، این سوال که شاید این تصاویر عاری از حقیقت باشند ، او را به فکر وا می‌دارد اما یادآوری تحقیر همسرش را که او را دیوانه‌ای بدبین خوانده بود، پندارش را دگرگون می‌سازد. چهره این همخانه را بار دیگر می‌نگرد، یاد روزی که مهر محبت او بر دلش نهادند می‌افتد ، از آن همه حرارت عشق ، تنها خاکستری سیاه برجای مانده است که نفرت را می‌پراکند. بختک تنفر بر قلبش نشسته است و برای خلاصی از موجودی که او را یگانه عامل بدبختی خویش می‌داند ، دشنه را بالا می‌برد و ...
قابیل فرزند آدم اولین انسانی بود که مرتکب قتل در حریم خانواده شد و برادرش هابیل را بدلیل حسادت از پای درآورد ، از آن زمان تاکنون ، در سراسر این جهان پهناور ، زنان ، مردان و کودکان بسیاری قربانی عقده‌های همخانه‌های خویش شده‌اند. قتل ، یکی از بزرگترین جنایات بشری است که به رغم وضع قوانین مختلف برای پیشگیری از وقوع این جرم، تمامی جوامع همواره با آن دست به گریبان هستند. همه ما خبرهایی از وقوع قتل در پی درگیری و نزاع بر سر منافع مشترک، سرقت‌های مسلحانه و ماجراهایی از این قبیل ، در گوشه کنار جامعه می‌شنویم و سری به علامت تاسف تکان می‌دهیم اما رخ دادن این جنایت در چارچوب خانواده همواره برای ما تاثری عمیق به همراه یک علامت سووال باقی گذارده است. چگونه می‌توان خرمن هستی همسر و یا فرزندی را در خانواده‌ای که مهبط محبت و عشق است ، به شعله آتش خشم سوزاند؟! به گفته "شهاب‌الدین سهرودی" فیلسوف شهیر، محبت چون به غایت رسد ، به آن عشق گویند و عشق خالص تر از محبت باشد زیرا همه عشقی محبت است اما همه محبتی عشق نیست.
سیارند کسانی که به هنگام پیوند زناشویی، در ادعای عاشق بودن و معشوق شدن سر از پا نمی‌شناسند اما با حذف دیگری ، رفیق نیمه راه می‌شوند. "قتلهای خانوادگی" به آن دسته از جرایم گفته می‌شود که میان قاتل و مقتول ، ارتباط خویشاوندی وجود داشته باشد. آنتونی گیدنز در کتاب جامعه شناسی خود می‌نویسد: خشونت در محیطهای خانوادگی اساسا یک قلمرو مردانه است و در واقع خانه خطرناکترین مکان در جامعه امروزی است و از لحاظ آماری یک فرد در هر سنی و یا از هر جنسی به مراتب بیشتر احتمال دارد که در خانه در معرض حمله فیزیکی واقع شود تا در خیابان و به هنگام شب. به نوشته این جامعه‌شناس انگلیسی ، خشونت توسط زنان در خانه محدودتر و اتفاقی تر است تا خشونت مردان . و کمتر احتمال دارد باعث آسیب جسمانی بادوام شود. " عبدالصمد خرمشاهی " وکیل دادگستری ، در زمینه بزه زن کشی ، شوهر کشی و فرزند کشی در جامعه می‌گوید: اینگونه قتلها در حال افزایش هستند چرا که اصولا جرائم رو به رشد می‌باشند. وی با اشاره به اظهارات مسوولان مبنی بر وجود چهار میلیون معتاد در جامعه می‌افزاید: وجود این افراد و خانواده‌هایشان ، ارتکاب به جرم را افزایش می‌دهند چرا که بیکاری و فحشا از عوامل قتلها به حساب می‌آیند. خرمشاهی با اعلام این مطلب که " مجموعه علل و عوامل باعث وقوع جرایم می شود " می‌گوید: اختلاف فرهنگی در یک خانواده، مشکلات اقتصادی ، بیکاری و اعتیاد از جمله علل وقوع جرم‌هایی نظیر قتلهای خانوادگیی هستند. وی با اشاره به افزایش قتل شوهران توسط همسران خود می‌افزاید: مشکلات مالی بسیار تاثیرگذار بر زنان است و در برخی موارد زمینه‌هایی نظیر حسادت ، بدبینی و انتقام ، اندیشه قتل در آنان بوجود می‌آورد. خرمشاهی ضمن رد احتمال تاثیر ضعف‌های قانونی بر تمایل زنان به کشتن شوهر خود ، تاکید می‌کند که اصولا این احتمال منتفی است چرا که به‌رغم وجود ضعف در قوانین ، باز هم همین قوانین می‌توانند پاسخگوی خواسته‌های زنان باشند. جعفر زاده معاون دادستان و سرپرست دادسرای امور جنایی تهران درباره قتلهای خانوادگی می‌گوید: قتلهایی که توسط زنان انجام می‌شود ، اغلب با نقشه قبلی بوده و در بیشتر موارد با همدستی دیگران همراه است. سرپرست دادسرای امور جنایی تهران خاطر نشان می‌کند: " قتلهای با سبق تصمیم" از نظر کمیت ، در اقلیت هستند و بیشتر در قتلهایی که به واسطه سوء‌ظن پدید می‌آید ، تصمیم قبلی مشاهده می‌شود. وی می‌افزاید: مرتکبان "قتلهای ساده" که بدون تصمیم قبلی رخ می‌دهد معمولا به دلیل آنکه این جرم بدنبال عصبانیت رخ داده ، پشیمان می‌شوند. جعفرزاده درباره سنین ارتکاب به قتلهای خانوادگیی می‌گوید: ارتکاب به قتل در سنین مختلف از اطفال تا مرد ‪ ۸۰‬ساله که در هفته اخیر همسرش را کشت ، رخ می‌دهد اما بیشتر مرتکبان به قتل بین ‪ ۲۰‬تا ‪ ۳۰‬سال سن دارند. "سید ولی‌الله حسینی" بازپرس شعبه هفت دادسرای امور جنایی تهران نیز با اشاره به جغرافیای جرم می‌گوید: اگر بخواهیم بگوییم مثلا در فلان استان دلایل قتلهای خانوادگی چیست ، به راحتی با بررسی و پژوهش ، دلیل آن را خواهیم یافت ، اما در تهران بدلیل وجود فرهنگهای مختلف نمی‌توان دلیل قطعی برای اینگونه قتلها عنوان کرد. وی ، از ناراحتی‌های روحی و روانی به‌عنوان یکی از مهمترین عوامل قتل یاد می‌کند و می‌گوید: در برخی از موارد،اینگونه مسائل فاش نمی‌شوند چرا که خانواده فرد مقتول مثلا در یک روستای دور افتاده می‌تواند این مساله را از دید قانون ، پنهان کند. حسینی یادآور می‌شود: بسیاری از افراد در معرض ارتکاب جرم هستند چرا که وقتی ذهن از کینه انباشته شود، زمینه برای انجام عمل مجرمانه‌ای مانند قتل ، فراهم می‌شود. این بازپرس دادسرای جنایی، یکی ازعوامل قتلهای خانوادگی را بی‌پروایی برخی زنان اعلام می‌کند و می‌گوید: در جامعه ما با وجود پدیده‌هایی نظیر ماهواره ، رایانه و اینترنت ، زنان مدرن شده‌اند اما مردان می‌خواهند سنتی باقی بمانند و این جدال سنت و مدرنیته باعث بروز مشکلات ، درگیری و در برخی موارد ، قتل یکدیگر می‌شود. حسینی از انگیزه دیگری تحت عنوان " تعصبات غلط قومی و فرهنگی" برای بروز اینگونه جرایم یاد می‌کند. در همین زمینه "منصور یاورزاده" وکیل دادگستری نیز می‌گوید: در بسیاری موارد که زنان بدست مردان کشته می‌شوند ، در واقع آنان قربانی کج فهمی و فرهنگ غلط مرد هستند و ممکن است یک رفتار زن ، موجبات بدبینی مرد را فراهم کرده و مرد دست به قتل زده‌است. به گفته این وکیل دادگستری ، در فرهنگ ایرانی همیشه دختر را از جنس مرد ترسانده‌اند و این باعث می‌شود، زن پس از ازدواج رفتار خوبی با همسرش نداشته باشد و نیازهای او را به خوبی پاسخ نگوید و این مساله نتیجه‌ای جز بدبینی مرد و اینکه به غلط تصور کند همسرش به شخص دیگری می‌اندیشد، ندارد. وی ضمن رد این موضوع که شمار زنان خائنی که اقدام به قتل همسران خود می کنند ، نسبت به گذشته افزایش یافته است، می‌گوید: این مساله عمومیت ندارد، چون در مواردی که زنان اقدام به قتل شوهران خود می‌کنند بدلیل اینکه زن به لحاظ فیزیکی قوی نیست ، برای کشتن همسرش از فردی کمک می‌گیرد که این فرد می‌تواند برادر ، پدر و فقط در برخی موارد مرد غریبه‌ای باشد. یاورزاده ، گرچه تحصیلات دانشگاهی را باعث بالا رفتن شعور اجتماعی و مدنیت افراد دانسته ولی درعین حال می‌گوید: البته همیشه قبول شدن در دانشگاه دلیل بر باسوادی نیست ، چه بسا افراد تحصیل کرده‌ای را مشاهده می‌کنیم که به دلایل واهی ، زن و یا شوهر خود را به قتل رسانده‌اند. وی با اشاره به اظهارات برخی مرتکبان قتلهای خانوادگی می‌گوید: بعضی مواقع ، آنقدر بدبینی در فرد قاتل وجود دارد که صحنه‌های خیانت شریک زندگیش را جزء به جزء برای بازپرس تعریف می‌کند اما در تحقیقات بعدی مشخص می‌شود که همه این مسائل ناشی از توهم وی بوده است. این وکیل دادگستری اضافه می‌کند : معمولا قتل مردان به دست زنان ، به دلیل خیانت شوهران صورت می‌گیرد. دکتر"فربد فدایی"، روان‌پزشک معتقد است ، معمولا مهم‌ترین دلیل همسرکشی عبارت از وجود اختلالات شدید روانی در فردی است که مرتکب قتل می‌شود که در بیشتر موارد، "روان‌پریشی " عامل چنین وضعیتی است. به نظر می‌رسد نوعی از روان پریشی که همراه با هذیان‌های بدبینی است ، در این خصوص حائز اهمیت بیشتری است. فدایی می‌افزاید: در اینگونه موارد ، فرد گمان می‌کند همسرش به او خیانت کرده و با فرد دیگری رابطه برقرار کرده اما در اختلال اسکیزوفرنی نوع پارانوئید، فرد بدون هیچ دلیل موجهی ، دارای چنین گمانی است. وی می‌گوید: همچنین افرادی که دچار اختلالات شخصیتی ضد اجتماعی هستند، احتمال دارد به مجرد کوچک‌ترین بی‌مهری از سوی همسر، دست به پرخاشگری بزنند و یا مرتکب قتل همسر شوند. بسیاری از کارشناسان معتقدند، "حاشیه‌نشینی" موجبات بروز عقده‌های شخصیتی را برای افراد پدید می‌آورد چرا که فرد در فاصله کمی از شهر زندگی می کند اما از امکانات وسیع موجود در هسته شهر به‌طور کامل ، بی‌بهره است. " حاشیه شهرها گرچه به شهرهای بزرگ نزدیکی فیزیکی بسیار دارند اما ساکنان آن از زندگی فرهنگی ، اجتماعی شهرهای بزرگ دور نگاه داشته شده‌اند و در این مناطق ، آمار جنایت بالاست." به‌عقیده کارشناسان ، انگیزه همسرکشی در مرد و زن یکسان نیست و این پدیده در روستاها کمتر از شهرها رخ می‌دهد اما قتل زنان و دختران به دلیل دفاع از ناموس معمولا در جوامع روستایی بیشتر مشاهده می‌شود. با توجه به روند رو به رشد قتلهای خانگی ، به نظر می‌رسد آموزش مهارت های اجتماعی ، توسعه مراکز مشاوره ، ایجاد مراکز حمایتی و همچنین تصویب مقررات حمایتی برای زنان و کودکان می‌تواند در پیشگیری از این معضل اجتماعی موثر باشد. همچنان که این آیه شریفه " و خداوند از جنس شما آفرید ، زوجهایی را تا به واسطه ایشان آرامش گیرید ..." حکایت از آن دارد که اساسی‌ترین هدف ازدواج ، برخورداری از آرامش و بهره‌مند از مکملی برای نوع بشر است ، دستیابی به این آرامش جز با انتخاب صحیح در امر ازدواج ، آموزش برقراری ارتباط ، استفاده از منطق مناسب و در نهایت اراده‌ای قوی برای چشم پوشی از خطاهای همسران ، محقق نخواهد شد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ـ ایرنا
ویرایش و تلخیص:آکاایران

منبع : بخش خانواده سبز آکاایران
برچسب :